رضا صیادیان چهارشنبه 21 تیر 1396 08:35 ق.ظ نظرات ()
روز سوم (مسکو) :

طبق معمول هر روز نقطه دیگه ای از مسکو انتظارمون رو می کشید و اونجا متروی مسکو بود. قبل از رفتن محمود همه رو تو لابی جمع کرد و گفت امروز سخت ترین روز گشته. هرکس که نمیتونه سریع باشه یا پیاده روی زیاد اذیتش میکنه در هتل بمونه چون با مترو میریم و برمیگردیم جایی برای استراحت وجود نداره. ماشاالله همه مسن های گروه از جوونا جلوتر بودن. اون روز هم هوا بارونی بود و پیاده روی تو اون هوا می چسبید. یک کم از مترو واستون بگم؛ قدمت مترو مسکو حدود 100 سال است، بسیار زیبا و قدیمی که به موزه فقرا مشهوره چون مثل موزه پر از مجسمه های مختلف و گچ بری و کاشی کاری و ... است. این مترو بیش از185 تا ایستگاه داره و حدود 6 میلیون نفر در طول روز جابه جا میشن و جزء بزرگترین متروها و همچنین عمیق ترین تونل های زیر زمینی دنیاست.

مترو مسکو

قسمت ورودی ایستگاهی که ما میخواستیم وارد بشیم خیلی قدیمی بود. زمانیکه کارت مترو رو میزدیم چراغ حتما باید سبز میشد بعد رد میشدیم وگرنه 2 تا فنر پرتاب میشد که اگر کسی بین دو تا فنر گیر میکرد بعید بود زنده بمونه. واقعا" روز سخت و پر استرسی بود. یک استرس دیگه ای که داشتیم دزدای داخل مترو بودن. چون در هر ایستگاه درهای مترو از مرکز بعد 20 ثانیه بسته میشد دزدها تا 18 ثانیه فرصت سرقت داشتن و در عرض 2 ثانیه از مترو بیرون میرفتن و دیگه پیداشون نمیکردی. به ما خیلی تاکید کردن که به هیچ وجه پول زیادی همراهمون نیاریم و داخل مترو موبایل و دوربین در دست نگیریم که از دستمون چنگ بزنن. خوب توصیفاتم از مترو و ترسش تموم شد بریم سر اصل مطلب, بعد از رد شدن از مراحل سخت به صف ایستادیم تا سوار مترو بشیم بلافاصله قطار رسید و سوار شدیم و بعد ازگذشت 3 ایستگاه پیاده شدیم و وارد یک سالن پر از مجسمه های سرباز تفنگ بدست با سگش، مجسمه یک ورزشکار، مجسمه یک کشاورز خروس به دست و .... روس ها مردمان خرافاتی هستن و دست کشیدن روی این مجسمه ها رو خوش یمن میدونن و میگن واسشون شانس میاره هر کس از اونجا رد میشد یک دستی به تفنگ یا پوزه سگ یا کفش ورزشکاریا خروس می کشید. از اونجا به راهروهای دیگه رفتیم و گچ بری های سرامیکی و نقاشی های زیبا و چلچراغ های مجلل رو هم دیدیم. (برای کسب اطلاعات بیشتر دررابطه با مترو اینجا کلیک کنید)

مترو مسکو

مترو مسکو


دوباره سوار قطار شدیم و به خیابون آربات رفتیم. آربات ازقدیمی ترین خیابون های مسکو بود. خیابونی سنگ فرش پر از مغازه های صنایع دستی و کافه و رستوران و ... اول خیابون آربات خونه پوشکین نویسنده نابغه روس بود. یک خونه 2 طبقه آبی رنگ که به موزه تبدیل شده بود. روبروی خونه هم مجسمه پوشکین و همسرش ناتالی قرار داشت.

خانه پوشکین

پوشکین بیچاره وقتی سرگذشتشو شنیدم خیلی ناراحت شدم و غصه خوردم. زن پوشکین که خیلی خیلی زیبا بوده با یک افسر فرانسوی آشنا میشه و... خلاصه پوشکین و افسر فرانسوی باهم دوئل میکنن که این وسط پوشکین کشته میشه. بعد از شنیدن سرگذشت این نجیب زاده بیچاره غمگین و تنها زیر بارون شروع به قدم زدن در خیابون آربات کردم. بعد از یک ساعت و نیم راه رفتن و دیدن مغازها روی یک نیمکت نشستم و منتظر بقیه گروه، که هنوز تو مغازه صنایع دستی در حال خرید بودن، شدم.

خیابان آربات

 ساعت 2 همراه گروه رفتیم که سوار مترو بشیم. تو مترو چون جرات موبایل در اوردن از کیفمو نداشتم محو مردم شدم. واقعا" مردم روس فرهنگ بالایی داشتن.یک خانوم تو مترو استاده نبود هر خانومی که سوار میشد بلافاصله یک جنتلمن صندلی رو برای خانوم خالی میکرد؛ نکته جالب دیگه این بود که تمام کسائیکه سوار مترو بودن بلااستثنا در حال کتاب خوندن یا جدول حل کردن بودن. بعد از 6 یا 7 ایستگاه بود که به مقصد رسیدیم و پیاده شدیم. من از روزی که رفتیم هتل کاسموس و موزه هوا فضارو دیدم خیلی مشتاق شدم که برم از موزه دیدن کنم. وقتی به محمود گفتم اون هم استقبال کرد و گفت خودش هم تا به حال به اون موزه نرفته خلاصه بعد از کلی خواهش و التماس که مامانم اجازه بده من برم، همراه محمود عازم موزه هوا فضا شدیم. با مترو رفتیم به پارک هوافضا. یک پارک خیلی بزرگ و زیبا با یک نماد بلند که در نوکش موشک بزرگی بود و اونجا موزه هوافضا بود وسط پارک هم یک منظومه شمسی فلزی با کلی مجسمه و یادبود از فضا نوردان و همچنین مجسمه گاگارین و اولین سگ فضانورد. وقتی وارد موزه شدم دیگه سر از پا نمیشناختم من که همه زندگیم شده بود هواپیما و پرواز اونجا واسه من حکم بهشت رو داشت. اصلا" دوست نداشتم وقت بگذره و من بیام بیرون به زور محمود من رو از اونجا کشید بیرون. بعد رفتیم مک دونالد ناهار خوردیم که البته چیزی نصیب ما نشد چون تو محوطه بیرون نشسته بودیم و هر چی پرنده اونجا بود نشسته بودن روز میز ما و اجازه ندادن من یک لقمه غذا بخورم. بعد اونجا سوار مترو شدیم و سمت هتل برگشتیم . صبح که گشت مترو داشتیم من اصلا" به این مساله دقت نکرده بودم که مترو مسکو واقعا" خیلی زیر زمینه. سوار پله برقی که شدیم حدود 4 دقیقه طول کشید تا برسیم پایین انقدر که طولانی بود. هرکسی هم که میدیم ماشالله انقدر شیک و با کلاس بودن که کسی بهشون شک نمیکرد که ممکنه یکی از اینا دزد باشه محمود میگفت که مردم روسیه اختلاف طبقاتی زیادی دارن و همه درآمدشون رو صرف ظاهرشون می کنن. همشون تو خونه های 30 الی 80 متری زندگی میکنن و حتی ممکنه تو خونه 80 متری 2 خانواده زندگی کنن. یا مثلا" یک کارمند بانک در مسکو حقوقش 900000 تومنه که واقعا" خیلی کمه البته همشون به همون زندگی کمونیستی عادت کردن. شب رسیدیم هتل و چمدون ها رو بستیم و خودمون رو واسه ونیزکوچک (سنت پترزبورگ) آماده کردیم.به نظرم خیلی مدت اقامتمون در مسکو کم بود هنوز خیلی جاهای زیادی بود که ندیده بودیم.

مطالب مرتبط (برای مطالعه کلیک کنید) :

-تور مسکو + سنت پترزبورگ

-جاذبه های مترو هزار رنگ مسکو + تصاویر

-معرفی هتل سولوسوکوس پالاس بریج | سنت پترزبورگ + تصاویر

-معرفی هتل رویال رادیسون | مسکو + تصاویر


نویسنده : گلبرگ هاشمی