رضا صیادیان پنجشنبه 19 مرداد 1396 10:53 ق.ظ نظرات ()
روز چهارم (سنت پترزبورگ):

روز چهارم روز گشت در باغ پترهوف یا کاخ فواره ها بود که خارج از شهر بود. بعد از حدود یک ساعت ماشین سواری به یک دهکده سرسبز خیلی قشنگ رسیدیم. دقیقا" مثل دهکده هایی که تو فیلم ها و کارتون ها دیده بودم. نزدیک باغ که رسیدیم از اتوبوس پیاده شدیم و بعد از ارائه بلیت وارد باغ 12 هکتاری پتر کبیر شدیم. اونقدر شلوغ بود که جای سوزن انداختن نبود. این باغ و کاخ در 30 کیلومتری شهر و در ساحل خلیج فنلاند قرار داشت. بخش بالایی یک کاخ بزرگ و مجلل و بخش پایینی یک استخر با مجسمه های طلایی و یک راه جنگلی که به خلیج فنلاند ختم میشد.

وسط استخر مجسمه سامسون مقدس در حال شکافتن دهان شیر قرار داشت. زمان ساختن قصر مصادف با سالروز تولد سامسون مقدس بوده و پیروزی پتر بر سپاه سوئدی (چون روی پرچم سوئد عکس شیر بوده به همین دلیل سامسون در حال شکافتن دهان شیر بوده) این اثر رو درست کرده بودن. یکدفعه صدای شیپور بلند شد و اهنگ ملی روسیه پخش شد و فواره ها شروع به کار کردن. بیش از 1000 فواره تو این باغ وجود داشت واسه همین به کاخ فواره ها هم معروف بود. فواره هایی که بدون پمپ برق کار میکردن. در این باغ  پر بود از خیابونهایی که اطرافش درختای بلند سایه انداخته بودن و وسط هر چهارراه یک استخر کوچک با فواره های زیبا وجود داشت. کنار دریا یا همون خلیج فنلاند یک مقبره بود که مربوط به یکی از افسران نیرو دریایی بوده. همینطور که با مامانم دست به دست هم راه میرفتیم به یک جایی رسیدیم که سنگ فرش بود و اطرافش فواره های کوچک خوشگل قرار داشت و مردم هم کنار اونجا واستاده بودن و از جایی که من خیلی فضول تشریف دارم رفتم ببینم چیه که کسی جرات نمیکنه از اونجا رد بشه که از زمین و آسمون و عقب و جلو آب ریخت و خیس خیس شدم تو اون هوای سرد. همه شروع کردن به دست زدن و جیغ کشیدن .خدارو شکر که بخاطر متغیر بودن هوا همیشه لباس اضافی همراهمون بود و من تونستم لباسمو عوض کنم.دیگه بعد از 3 ساعت گشت و گذار در باغ پترهوف به هتل برگشتیم. عصر دلم گرفته بود تنهایی رفتم بیرون. اول رفتم میدون پیروزی که روبروی هتلمون بود و عکس گرفتم و بعدش رفتم پیاده روی و یک پارک پیدا کردم و نشستم اونجا و آهنگ گوش میکردم و محو خیابون و مردم شده بودم. سیستم رانندگی و احترام به مقررات چه از طرف عابر و چه از طرف راننده بسیار بالا بود و اصلا" حس نا امنی به آدم دست نمیداد. فرهنگ بسیار بالای مردم روسیه هم بسیار جالب بود. مردمی که در شرایط سخت جنگ جهانی فرهنگشون رو فراموش نکردن و هیچ چیزی نتونست اونارو از پا دربیاره نه جنگ، نه بمب نه فشارخارجی. اونها حتی زیر بمبارون باله و تئاتر و اچرا رو فراموش نکردن و همچنان استقبال میکردن. مردم بسیار صبوری هم هستن حتی اگه 1 ساعت در صفی معطل بشن شکایت نمیکنن. فکر کنم شرایط زندگی کمونیستی و فشارهای جنگ از اونها آدم های محکمی ساخته بود ولی خیلی سرد و خشک برخورد میکردن که اون هم فکر کنم بخاطر آب و هوای اونجاست. من که از دیدن منظره ها و مردم و آرامشی که اونجا داشتم خسته نمیشدم ولی دیگه باید به هتل برمیگشتم چون ممکن بود کم کم سروکله آدم های ولگرد پیدا بشه اونجا از این قبیل افراد زیاد بودن مخصوصا" تو مسکو.

روز پنجم(سنت پترزبورگ):

روز پنجم آزاد بودیم و با مامانم میخواستیم بریم خیابون نوفسکی. ولی یک عده از گروه میخواستن همراه سعید به دهکده پوشکین برن. سعید هم برای همه کسائیکه میخواستن برن بلیت گرفته بود به قیمت 40 دلار. یک خانواده 3 نفری اول گفته بودن میان ولی بعد زیر قولشون زده بودن و نمیخواستن برن که سعید بیچاره این وسط 120 دلار ضرر میکرد. من و مامانم و یک خانوم دیگه دیدیم این اتفاق افتاده دلمون برای سعید سوخت چون یک دانشجو بود و راضی نبودیم که بخواد ضرر کنه حاضرشدیم به دهکده پوشکین بریم. دهکده تزارها یا دهکده پوشکین که هدیه ای از طرف پتر کبیر به همسرش کاترین بوده بیرون از شهر قرار داشت. زمانیکه این باغ رو هدیه داد به جنگ رفت وقتی از نبرد برگشت کاترین قصری سنگی برای همسرش ساخته بود و او را غافلگیر کرد. کاترین معمار بزرگ ایتالیایی( راسترلی فکر کنم) به اونجا آورد و از اون خواست تا طراحی کاخ رو به عهده بگیره اونجارو مشابه هرمیتاژ ساخت. یک کاخ آبی رنگ با گچ بری های طلایی و سفید اونجا هم بهمون گوشی دادن تا بتونیم صحبت های لیدر رو بشنویم. علاوه براون یک کیسه های پارچه ای باید رو کفش میپوشیدیم تا به پارکت های کاخ آسیب نرسه. سالن ها، اتاق ها،تالارها، نقاشی های سقف، گچ بری ها، شومینه های زیبا و جالب، پیانو های قدیمی، میز غذاخوری اشرافی و ... همگی دیدنی بود. مهمترین اتاق کاخ اتاق کهربا بود که تمام این اتاق از سنگ کهربا ساخته شده بود که حق هیچگونه فیلم برداری و عکس برداری از این اتاق رو نداشتیم. در جنگ جهانی آلمان ها این اتاق رو خراب کردن و سنگهای کهربا رو سرقت کردن اما بعد از جنگ اونهارو پس آوردن و خودشون دوباره اون اون اتاق رو ساختن و یک نشونی که به شکل عقاب بود از خودشون به جا گذاشتن.


 من نمیدونم تو این بازدید هایی که از کاخ ها داشتیم اتاق خواب هارو بهمون نشون ندادن. این کاخ در جنگ جهانی دوم بر اثر بمباران به کلی از بین رفت ولی بعد دوباره بازسازی شد. بعد از بازدید از ساختمون کاخ اومدیم بیرون و رفتیم سمت باغ. بیرون کاخ یک دریاچه خیلی زیبا قرار داشت که یک قسمت از اون یک حموم به شکل مسجد قرار داشت. گویا در زمانی که با عثمانی ها جنگ داشتن اونها به خاطر دهن کجی حمومی به شکل کلیسا ساختن و کاترین هم بلافاصله یک حموم به شکل مسجد با یک مناره میسازه همه جای باغ زیبا و رویایی بود. سپس از باغ بیرون اومدیم و وارد دهکده شدیم. در سال 1811 مدرسه ای مخصوص اشراف زادگان و تیزهوشان ساخته شد که الکساندر پوشکین بنیانگذار ادبیات هم در اونجا تحصیل میکرد که بعد از انقلاب کمونیستی به مناسبت صدمین سالگرد فوتش به دهکده پوشکین نام گزاری شد. در مسیر بازگشت خونه مندلیف هم دیدیم که روی دیوارش جدول تناوبی بزرگی دیده میشد. موقع برگشت به هتل یکی از خانوم ها از من خواست که همراهش به مرکز خرید برم من هم قبول کردم و همراهیش کردم. و با هم به مرکز خرید لتا که نزدیک هتل بود رفتیم و خرید کردیم و اون هم زحمت کشید و به عنوان یادگاری برای من یک دامن خیلی خوشگل خرید. بعداز برگشتن ترجیح دادیم که پیاده برگردیم و از هوای مطبوع استفاده کنیم.
برای خداحافظی با شهر زیبای سنت پترزبورگ با مامانم دو نفری به یک رستوران روسی رفتیم و سفارش بیف استروگانف دادیم که کلی با استروگانف های ایران فرق داشت و خیلی خوشمزه تر بود. گوشت و قارچ و خامه و به جای چیپس پوره سیب زمینی. بعد از خوردن شام خوشمزه راهی هتل شدیم و خوابیدیم.

مطالب مرتبط (برای مطالعه کلیک کنید) :

-تور مسکو + سنت پترزبورگ

-جاذبه های مترو هزار رنگ مسکو + تصاویر

-معرفی هتل سولوسوکوس پالاس بریج | سنت پترزبورگ + تصاویر

-معرفی هتل رویال رادیسون | مسکو + تصاویر

-معرفی مراکز خرید در روسیه


نویسنده : گلبرگ هاشمی

در صورت تمایل میتوانید سفرنامه های خود را برای پرواز شاهین گشت به آدرس ایمیل زیر ارسال نمایید، تا پرواز شاهین گشت سفرنامه ی شما را با اسم خودتان منتشر کند.


gholamreza_sayadian@yahoo.com