رضا صیادیان دوشنبه 26 تیر 1396 08:32 ق.ظ نظرات ()
روز آخر (مسکو):

صبح وسایلمون رو جمع کردیم و اتاق رو تحویل دادیم و سوار اتوبوس شدیم. قرار شد که قبل از رفتن به فرودگاه یک سر به مرکز خرید وگاس بزنیم. وقتی به وگاس رسیدیم ساعت 12 ظهر بود و تا ساعت 2 فرصت خرید داشتیم. وگاس یک مرکز خرید خیلی بزرگ بود که همه برندهای مطرح دنیا 50% تا 70% تخفیف داشتن. بعد از خرید و گشت و گذار سوار اتوبوس شدیم و به سمت فرودگاه دامادیداوا حرکت کردیم. بعد از کلی معطلی تو فرودگاه سوار یک هواپیمای سبز خوشگل شدیم. بعد از فرود هواپیما و گرفتن چمدونها از فرودگاه بیرون اومدیم  و به سنت پترزبورگ خدمت پتر کبیر تشریف فرما شدیم. قدیما در سال 1712 سنت پترزبورگ به دستور پتر کبیر پایتخت روسیه شد اما بعد از انقلاب کمونیسم به لنینگراد تغییر کرد و دوباره مسکو پایتخت شد.در جنگ جهانی دوم این شهر به محاصره آلمان ها درامد و 900 روز مردم سنت پترزبورگ از شهرشون دفاع کردن به قدری به مردم فشار اومده بود که به خوردن سگ ها و حتی جنازه ها رو اورده بودن. اتوبوس اومد و سوار شدیم رفتیم سمت هتلی که در انتظار ورودمون بود. فکر کنم در سنت پترزبورگ روزها بلندتر بود چون ساعت 10 شب هنوز هوا آفتابی بود.اونجا حتی ساختمون بلند هم دیده نمیشد همه ساختمونها 4 یا نهایتا" 5 طبقه بود همشون هم رنگی بودن و کسی هم اجازه نداشت به نمای ساختمون دست بزنه مگر شهرداری. اسم هتلمون در سنت پترزبورگ پارک این پولکفسکایا بود یک هتل خیلی بزرگ با 850 اتاق و راهروهای طولانی. روبروی هتل میدون پیروزی بود ؛یک میدون که نماد پیروزی سنت پترزبورگ بعد از 900 روز اسارت که مجسمه های سربازها و آتش همیشه روشن مشخصه اش بود. بعد از تحویل گذرنامه ها کارت اتاق رو گرفتیم و رفتیم طبقه 5 و بعد از پیاده روی در راهروهای طولانی اتاقمون رو پیدا کردیم. یک اتاق شاد و پر انرژی با رنگ آمیزی فوق العاده که همه چی داشت.البته فقط اتاق ما اینجوری بود بعضی از اتاق ها حتی یخچال هم نداشت. از جایی که من خیلی خوش شانسم همیشه تو مسافرت هایی که میرم بهترین اتاق هتل نصیب من میشه. بعد از خوردن یک شام عالی که کنسرو لوبیا بود خوابیدیم.

مجسمه نیکولای اول به همراه خانواده اش